تبليغاتX
ایمان.امید.صبر.انتظار
قصيده حرم سروده عباس سودايي 
در كشور ايران كه دلتنگي فراوان است
كنجي براي گريه، اي مردم! خراسان است

كنجي كه جذاب است مثل خال كنج لب
كنجي كه در واقع تمام خاك ايران است

در نقشه سمت چپ، كمي بالا، تپش دارد
اين نقشه انسان است و مشهد قلب انسان است

در دلنشيني اين عروس از رامسر بهتر
او باعث شيريني قند فريمان است

مشهد شهادت مي‌دهد در خاك من گنجي‌ست
در آسمان فوج كبوترها نگهبان است

اي حس امشب! بادبان‌ها را بكش پايين!
بادي كه امشب مي‌وزد در شعر، توفان است

آقا! كمي هم درد دل دارم اجازه هست؟
با آن كه پيش از گفتنش شاعر پشيمان است

همسايه ما سال‌ها حرف از حرم مي‌زد
او مرد و اين قصه فرزندش پريشان است

ديروز مي‌خواندم شما حج فقيرانيد
امروز دور از دسترس، حج فقيران است

هر كس كه دست و بال او تنگ است، لايق نيست؟
يا هر كه پولش يبشتر باشد مسلمان است؟

يك لحظه خوابم برد، گويا در حرم هستم
اين جا كه حالا ايستادم زير ايوان است

پشت سرم مردي زيارت‌نامه مي‌خواند
از ظاهر او مي‌شود فهميد چوپان است

از روستاي كوچكي اطراف مشهد يا
از پيرمردان عشاير، از لرستان است

يك چوبدست و سفره ناني خشك پهلويش
انگار در جيب كتش يك جلد قرآن است

دستش به روي شانه‌ام ناگاه...، امري بود؟
مي‌خندد و زير لبش اين بيت پايان است:

مشهد مدينه، كربلا را در خودت درياب
جانان تو هستي، گنبد و گلدسته بي‌جان است 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:36  توسط محسن شیری  | 

کوله باری بر دوش ...سفری باید رفت...سفری بی همراه... گم شدم تا ته تنهایی محض... سازکم با من گفت:هر کجا لرزیدی از سفر ترسیدی تو بگو از ته دل:     من خدا را دارم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 23:46  توسط محسن شیری  | 

کاشکی این جمله هیچ وقت زیادمون نره......آدمی چه خوب باشه چه بد باشه... مسافره.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 10:43  توسط محسن شیری  | 

اگر انسان ها بدانند که فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نامحدود می شد.                
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 8:47  توسط محسن شیری  | 

مکنید دردمندان گله از شب جدائی............ که من این صباح روشن ز خداوندو قرآن و ائمه ی اطهار دارم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 12:4  توسط محسن شیری  | 

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند.چه سخت است قصه عادت....
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 21:46  توسط محسن شیری  | 

جاده ی زندگی ناهموار است.با زنجیر ایمان حرکت کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 20:32  توسط محسن شیری  | 

هر وقت توی زندگی به دری رسیدید که یه قفل بزرگ بهش زدن نا امید نشو چون اگه قرار بود هیچ وقت باز نشه جاش دیوار می گذاشتند.                                    

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 12:12  توسط محسن شیری  | 

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد .از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیس است.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:48  توسط محسن شیری  | 

خدایا من اگر بد کنم تو را بنده ی دیگر بسیار است.....اگر با من مدارا نکنی ما را خدائی دیگر کجاست؟  

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:23  توسط محسن شیری  | 

در برابر آنان که به آسمان اشاره می کنند همواره کسانی هستند که دعوت به زمین می کنند و مائده های زمینی غافل از آنکه وقتی  خورشید بمیرد زمین نیز خواهد مرد (شهید آوینی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:14  توسط محسن شیری  | 

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری  بچشان که دوست داشتن از عشق بهتر.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 9:36  توسط محسن شیری  | 

تنها چیزی که  نه شایسته  اعتبار  است،نه اعتماد  و نه اعتقاد،دنیاست.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 15:43  توسط محسن شیری  | 

آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که همواره به یادت هستم.        سوره ی بقره  آیه ی ۱۵۲
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 10:58  توسط محسن شیری  | 

همیشه فکر کردم چون گرفتاریم به خدا نمی رسیم ولی چون به خدا  نمی رسیم  گرفتاریم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:28  توسط محسن شیری  | 

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی اش سیاه کشید تا دستان  و صورت پدر کارگرش و مادر دلسوزش زیر نور آفتاب نسوزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:23  توسط محسن شیری  | 

آرام باش،توکل کن،تفکر کن، سپس آستین ها را بالا بزن آن گاه دستان پر مهر خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است (درسی از نهج البلاغه)
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 16:38  توسط محسن شیری  | 

خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند، آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ی آرامش جان می باشند ،در میان خلق آنان معدن خیزند و      دارنده ی پاکترین خصوصیات، پس ای خدای من آنان را اکرام کن و بر صفات نیک آنان بیفزا و سلامتشان بدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:54  توسط محسن شیری  | 

دنیا خوابی است که اگر آن را باورکنی پشیمان خواهی شد. ( امام علی (ع) )
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 15:37  توسط محسن شیری  | 

همیشه رفتن رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت در      

 بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز بیاموز.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 14:41  توسط محسن شیری  | 

 بای ذئب قتلت (به کدامین گناه کشته   می شوند )شما را کسی نساخت، خدا ساخت. نه آنچنان که کسی میخواست، که شما ،کسی را ندارید ، کس شما خداست ، کس بی کسان.                                                

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 14:7  توسط محسن شیری  | 

هر که گره از کار مسلمانی بگشاید خداوند در دنیا و آخرت گره از کارش خواهد گشود.  امام حسین (ع)
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 13:42  توسط محسن شیری  | 

کوتاه ترین فاصله بین یک مشکل و راه حل آن  فاصله ای به اندازه زانوهایت تا زمین است کسیکه در برابر خداوند زانو بزند در مقابل هر مشکلی می تواند بایستد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 14:0  توسط محسن شیری  | 

صدای قافله ای از حجاز می آید *گمانم آنکه به حج رفته باز       می آید*امام کعبه و زمزم  امام سعی و صفا*به قتلگاه به شوق نماز می آید.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 11:46  توسط محسن شیری  | 

تنها شیرینی امید است که تلخی های زندگی را قابل تحمل می کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 14:33  توسط محسن شیری  | 

درویشی از دست روزگار نزد پیر خود شکایت برد که ۳۰ سال بود کشکولی داشتم امروز از تنگ دستی آن را فروختم پیر فرمود : ازلطف خدائی که روزی امروز تو را ۳۰ سال پیش مقرر کرده چگونه غافلی.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 14:7  توسط محسن شیری  | 

در طو فان های زندگی با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 14:0  توسط محسن شیری  | 

برایت دعا میکنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه خدا را از تو می گیرد.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:58  توسط محسن شیری  | 

دنیا بازار است.جمعی در آن سود می برند و باقی زیان            ((امام هادی (ع) ))
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:51  توسط محسن شیری  | 

همه ی وقایع زندگی درس هائی است که خداوند می خواهد بیاموزیم.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:48  توسط محسن شیری  |